از دوران راهنمایی و دبیرستان (اول دبیرستان فقط)
و بعد، در دوران طلبگی به بیان ها و کتا ب های مختلف هی گفتند و گفتند...
که اعراب و (حالات) کلمه چهار چیز است: رفع و فتح و کسر و وقف
و شروع کردند به شرح و توضیح :که چه چیزی علامت رفع است
و کجا باید علی القاعده کلمه را مرفوع به زبان راند
چه علامتی منصوب بودن کلمه را حکایت می کند
و چه عاملی سبب مجرور شدن است ...
دوران جوانی در این میدان صرف شد و در این میان کسی نگفت:
که اعراب و حالات دل چیست!
کی قلبمان مرفوع و سربلند است؟
کی دلمان مجرور و پست است؟
و کی دریچه قلب و دلمان مفتوح و گشوده
و چرا مدت هاست قلبمان سکته زده و گرفتار "وقف" است
و اصلا علامت قلب یخ زده چیست؟
"مکسور" بودن قلب را چگونه باید فهمید؟
و چگونه باید به سمت "رفع" و "فتح" قلب حرکت کرد
و امروز امام صادق(ع) خطبه خواندند و گفتند و گفتند که:
" اعراب القلوب اربعة انواع
رفع(اوج وبلندى ) و فتح (گشایش)
و خفض(جر:سقوط وپستى ) و وقف (ايستايى واز كار ماندن )
فرفع القلب فى ذكر اللّه تعالى
وفتح القلب فى الرّضا عن اللّه تعالى
وخفض القلب فى الاشتغال بغير اللّه
و وقف القلب فى الغفلة عن اللّه تعالى .
... فعلامة الرّفع ثلاثة اشياء: وجود الموافقة و فقد المخالفة و دوام الشّوق
وعلامة الفتح ثلاثة اشياء: التّوكّل ، والصّدق ، واليقين .
وعلامة الخفض ثلاثة اشياء: العجب ، والرّياء، والحرص .
وعلامة الوقف ثلاثة اشياء:
زوال حلاوة الطّاعة ، وعدم مرارة(تلخی) المعصية، والتباس(مخلوط کردن)
علم الحلال بالحرام ".
(ترجمه مصباح الشريعة، ص: 30)