چکیده

خیانت در لغت به معنای نقیض امانت و به معنای منع حق است. یعنی عمل کردن شخص بر خلاف چیز دیگر که به آن اعتقاد دارد. یکی از مهمترین فضایل اخلاقی و ارزش های انسانی و اسلامی که با تاکید فراوان در قرآن و حدیث از آن یاد شده است امانت داری است و به عکس خیانت از بزرگترین گناهان و نکوهیده ترین رذایل است. در حدیث داریم: هنگامی که کسی برای دیگری سخنی نقل می کند سپس به اطراف خود بنگرد ، این سخن امانت است. به همین دلیل آب و خاک اسلام در دست مسلمانان امانت الهی است، بنابراین خیانت در امانت از منفورترین اعمال و از زشت ترین گناهان است. و از جمله زمینه های بروز خیانت غلبه هوی و هوس در دنیا دوستی ضعف ایمان و عقیده و .... می باشد بنابراین یکی از آثار شوم خیانت در امانت این است که وقتی در جامعه ای افرادی نسبت به امانت های مردم خیانت کنند ضرر و زیان آن بر جامعه وارد می شود ، لذا با پرورش روح امانت در افراد و پیش گیری از خیانت جز در سایه تقویت مبانی ایمان امکان پذیر نمی باشد و توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت و رسوایی ها و محرومیت های ناشی از آن و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن در چنگال فقری که انسان از آن می گریزد به یقین از عوامل بازدارنده و اسباب پیشگیری و درمان خیانت است.

کلید واژه : خیانت ، امانت ، زمینه ، آثار ، اقسام

 مقدمه

یکی از مهم‌ترین فضایل اخلاقی و اسلامی که با تأکید فراوان در قرآن و احادیث یادشده از امانت‌داری است و به عکس خیانت از بزرگ‌ترین گناهان من نکوهیده ترین رذائل است.

کسانی که به سراغ خیانت می روند وآن را بر امانت ترجیح می‌دهند غالباً به منافع زودگذر می‌اندیشند زیرا خیانت در بسیاری موارد منافعی کم یا زیاد به صورت سریع و زودرس در اختیار خیانت کننده قرار می‌گیرد بی آن که به زیان‌های هنگفت ناشی از آن بیندیشند. این افراد که گرفتار حرص و آز و طمع هستند کمتر به عواقب خیانت می اندیشند.زیرا منافع زود رس پرده برچشم و گوش وعقل آن‌ها می‌افکند و آن‌ها بر اثر ضعف ایمان و عدم توجه به قدرت لایزال خداوند قادر منان که روزی را تضمین کرده و به امانت دوران پاداش‌های دنیا و آخرت را وعده داده است چشم بر هم گذارده و همین‌ها را به دست فراموشی سپرده و در دام خیانت گرفتار می‌شود ، همان‌طور که در روایت تأکید شده که امانت رزق و روزی می‌آورد و خیانت مایه فقر است.

از همین رو بر آن شدیم که پژوهشی درباره خیانت و زمینه‌های آن با توجه به سخنان ائمه علیهم‌السلام  ارائه دهیم که ان‌شاءالله با توکل بر خداوند و مورد عنایت خدا و توجه ولیعصر قرار بگیرد .

و من الله التوفیق

              
تعریف خیانت

خیانت در لغت به‌معنای نقیض امانت و به معنای منع حق است.[1]

خیانت یعنی عمل کردن شخص و خلاف چیز دیگری که با اعتقاد دارد. راغب می‌گوید خیانت و نفاق هر دو یکی است ولی از طریق پیمان‌شکنی مخفیانه است. [2]

خیانت در اصطلاح خارج شدن از دستورات الهی و منهیات حق را مرتکب شدند معنا شده است.

یکی از مهم‌ترین فضایل اخلاقی و ارزش‌های انسانی و اسلامی که با تأکید فراوان در قرآن و حدیث از آن یاد شده است امانت‌داری است. علمای اخلاق نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای برای آن قائلند و به عکس خیانت از بزرگ‌ترین گناهان و نکوهیده ترین رذایل است. [3]

در اهمیت امانت‌داری همین بس که خداوند متعال در قرآن در مقام تعریف انبیا آنان با وصف رسول امین توصیف کرده است آنچه در تاریخ آمده یکی از مهم‌ترین خصوصیات رسول خدا امانت‌داری ایشان است با توجه به اهمیت امانت‌داری در زندگی فردی و اجتماعی آثار بسیار نیکویی که از خود بر جا می‌گذارد زشتی خیانت و آثار شوم آن آشکار می‌شود.

خیانت از دیدگاه آیات

1- خداوند در آیه 27 سوره انفال می‌فرماید :  یا ایَهاالذینَ آمَنوا لاتَخُونوا اللهَ و الرَّسولَ و تَخُونوُا امَاناتِکُم و انتم تَعلَمونَ »[4] ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر خیانت نکنید و نیز در امانت های خود خیانت های خود روا مدارید در حالی که می‌دانید این کار گناه بزرگی است.

تفسیر این آیه = خیانت و سرچشمه آب

خداوند در این آیه روی سخن خود را به مؤمنان کرده می‌فرماید : (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید ) به خدا و پیامبر خیانت نکنید .

خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامی مسلمانان را در اختیار دیگران بگذارند یا دشمنان را در مبارزه خود تقویت کنند و یا به طور کلی واجبات و محرمات و برنامه‌های الهی را پشت سر بیفکند . بدین جهت از ابن عباس نقل شده : «  هر کس چیزی از برنامه‌های اسلام را ترک کند یک نوع خیانت نسبت به خدا و پیامبر مرتکب شده است.)[5]

خیانت در اثر معنای خودداری از پرداخت حقی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و آن ضد امانت است.

و در یک حدیث می‌خوانیم : (  هنگامی که کسی برای دیگری سخنی نقل ‌کند سپس به اطراف خود بنگرد (که آیا کسی آن را را شنید یا نه) این سخن امانت است .[6]

به همین دلیل آب و خاک اسلام در دست مسلمانان امانت الهی است. فرزندان آن‌ها امانت هستند. از همه بالاتر قرآن مجید و تعلیماتش امانت بزرگ پروردگار محسوب می‌شود.

بعضی گفته اند: امانت خدا آئین اوست، امانت پیامبر سنت اوست و امانت مؤمنان اموال اسرار آن‌ها می‌باشد ولی امانت دراین آیه همه را شامل می‌شود بنابراین خیانت در امانت از منفورترین اعمال و از زشت ترین گناهان است کسی که در امانت خیانت می‌کند در حقیقت منافق است.

چنان‌که حدیثی است از پیامبر اکرم (ص) نقل شده ؛

نشانه منافق سه چیز است هنگامه سخن دروغ می‌گوید، به هنگامی که وعده می‌دهد تخلف می‌کند و به هنگامی که امانت نزد او بگذارند خیانت می‌نماید، چنین کسی منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند. [7]

اصولاً ترک خیانت، در امانت از وظایف و حقوق انسانی است، یعنی حتی اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد نمی‌توان در امانت او خیانت کرد.

و در پایان آیه می‌گوید : . ممکن است از روی اشتباه بی‌اطلاعی چیزی را که خیانت است مرتکب شوید ولی هرگز پس آگاهانه اقدام به چنین کاری نکنید.

2- اِنَّا اَنزلناه الیکَ بالحقِ لِتَحکُمُ بینَ الناسِ بما أَراکَ اللهُ و لاتَکُن لِلخائنینَ خصیماً[8] ؛ ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا به آنچه خداوند به تو آموخته در میان مردم قضاوت کنی، و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی!

تفسیر؛ ازخائنان حمایت نکنید .

در این آیه خداوند نخست به پیامبر توصیه می‌کند که : هدف از فرستادن این کتاب آسمانی این است که اصول حق و عدالت در میان مردم اجرا شود. می‌فرمایند : « ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا به آنچه خداوند تا به آموخته است در میان مردم قضاوت کنید )

سپس به پیامبر هشدار می‌دهد که هرگز از خائنان حمایت نکند .

گرچه روی سخن در این آیه به پیامبر است ولی شکی نیست که این حکم یک حکم عمومی نسبت به تمام قضات و داوران می‌باشد و به همین دلیل چنین خطابی مفهومش این نیست که ممکن است چنین کاری از پیامبر سر بزند چه اینکه حکم مزبور ناظر به همه افراد است.

3- ذلِکَ لِتَعَلم أَنیِ لَم أَخنُهُ بالغیب وَ انَّ اللهَ لایهدی لکیَد الخائنینَ . [9]

این سخن را به خاطر آن گفتم تا بداند من در غیاب او خیانت نکردم و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی‌کند.

تفسیر

همسر عزیز مصر در ادامه سخنان خود چنین گفت : من این اعتراف صریح را به خاطر آن کردم که یوسف بداند در غیابش نسبت به او خیانت نکردم .

چرا که من بعد از گذشتن این مدت و تجربیاتی که داشته ام فهمیده ام که خداوند نیرنگ و کید خائنان را هدایت نمی کند.

بنابراین همسر عزیز مصر برای اعتراف صریحش به پاکی یوسف و گنهکاری خویش دو دلیل اقامه می کند :

نخستین اینکه : وجدانش و احتمالا بقایای علاقه اش به یوسف ! به او اجازه نمی دهد که بیش از این حق را بپوشاند و در غیاب او نسبت به این جوان پاکدامن خیانت کند.

و دیگر اینکه : با گذشت زمان و دیدن درس های عبرت ، این حقیقت برای او آشکار شده است که خداوند حامی پاکان و نیکان است و هرگز از خائنان حمایت نمی کند.

به همین دلیل پرده های زندگی و رویایی دربار کم کم از جلو چشمان او کنار می رود و حقیقت زندگی را لمس می کند و مخصوصاً با شکست در عشق که ضربه ای به غرور و شخصیت افسانه ای او وارد کرد ، چشم واقع باز ترشده و با این حال تعجبی نیست که چنان اعتراف صریحی بکند.

4- وَ لا تَکُونُوا کَالَّتي‏ نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَکُمْ دَخَلاً بَيْنَکُمْ أَنْ تَکُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبي‏ مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوکُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَکُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما کُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ [10]

ترجمه : همانند آن زن ( سبک مغز ) نباشید که پشم های تابیده ی خود را پس از استحکام وا می تابید! در حالی که سوگند و (پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار می دهید!

به خاطر اینکه گروهی ، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است ، خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش می کند و به یقین روز قیامت ، آن چه را در آن اختلاف داشتید برای شما روشن می سازد.

از آن جا که مساله ی وفای به عهد از مهمترین پشتوانه ها برای اثبات هر جامعه است در این آیه بالحن توام با نوعی سرزنش و ملامت آن را تعقیب کرده است بنابراین کسانی که با پیمان بستن با خدا و به نام حق تعهدی را می پذیرند هرگونه حرکتی در جهت شکستن این عهد و پیمان انجام دهند نه تنها بیهوده است بلکه دلیل بر انحطاط و سقوط شخصیت آنها نیز می باشد.

آن گاه اضافه می کند «شما نباید به خاطر ملاحظه این و آن و این که گروهی،جمعیت شان از گروه دیگر بیشتر است پیمان و سوگند خود را بشکنید و آن را وسیله خیانت و تقلب و فساد قرار دهید.»

این دلیل بر ضعف شخصیت و ناتوانی روح انسانی و یا دلیل بر تقلب و خیانت اوست که با مشاهده ی کثرت عددی مخالفان دست از آئین راستین خود بردارد و به آئین منحط و بی پایه ای که  طرفدارانش اکثریت دارند بپیوندد.

یکی از موارد روشن مال حرام ، خیانت در امانت است. از دیدگاه اسلام این عمل زشت از گناهان کبیره به شمار آمده و عذاب دردناکی برای آن بیان شده است. همانطور که قرآن کریم می فرماید: هر کس خیانت کند روز قیامت با خیانت خود همراه است و همه در آن روز به جزای اعمالشان می رسند و به هیچکس ستم نمی شود آیا کسی که در راه رضایت و خشنودی خدا گام بردارد مانند کسی است که مشمول خشم خدااست و جایگاهش دوزخ است و بد جایگاهی است.[11]

قران می گوید : خداوند خیانت کاران را دوست ندارد.[12]

و نیز می فرماید :«اگر کسی از شما دیگری را امین دانست و چیزی نزدش به امانت گذاشت باید امانت او را برگرداند و از عذاب الهی بترسد.»[13]

خداوند متعال در این آیات به روشنی به خیانت کاران وعده آتش می دهد و آنان را با تهدید شدید از این عمل باز می دارد.

خیانت از دیدگاه روایات

در روایات به طور چشم گیری در این باره سفارش شده و احادیث فراوانی در تاکید بر این امر مهم رسیده است. عَنِ الاِمام عَلیّ علیه السلام : افضَلُ الایمانِ الأمانهُ أقبحُ الاخلاقِ الخیانهُ  [14]

از امام علی علیه سلام : برترین ایمان،امانتداری است و زشت ترین اخلاق خیانت ورزی است.

عَنِ الاِمام عَلیّ علیه السلام : لا تَخُن مَنِ ائتَمَنکَ و إن خانَکَ و لا تُدِع سره وان أذاعَ سَّرِکَ [15]

از امام علی علیه سلام : به کسی که تو را امین قرار داده است ، خیانت مکن هرچند او به تو خیانت کرده باشد راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد.

امام علی علیه سلام : امانتداری روزی می آورد و خیانت در امانت فقر

پیامبر اکرم(ص) : لَیسَ مِنّا مَن خاَنَ بِالأمانَهِ 

کسی که در امانت خیانت کند از ما نیست[16] و همچنین در روایت دیگری فرمودند : کسی که امانت ندارد دین ندارد

رسول خدا فرمودند : ایَةُ النَفاقِ ثَلاثً اِذا حَدَّثَ وَ اِذا وَعَدَ اَحلَفَ وَ اِذا الئتُمِنَ خانَ

 نشانه منافق سه چیز است : دروغ گویی پیمان شکنی و خیانت در امانت[17]

2789) الخِیانهُ غدرُ : خیانت حیله است.

2790)الخیانهُ اَخُو الکَذِب : خیانت برادر دروغ است.

2792)الخیانهُ صِنُو الِا فِکٍ : خیانت شبیه تهمت است.

2793) الخَائِنُ لا وفاءَ لَهُ : خیانت کار وفا ندارد.

2794) الخیانهُ رأسُ النفاق : خیانت اساس دو رویی است.

2797)ایاکَ و الخیانهَ فاِنّها شرُّ معصیهٍ و اِنَّ الخائِنَ لَمُعذَّب باالنّارِ عَلَی خِیانتِهِ : از خیانت بپرهیز که بدترین گناه است و به درستی خیانتکار به خاطر خیانتش گرفتار جهنم می شود.

2799)أقبَحُ الاَخلاقِ الخِیانهُ: زشت ترین اخلاق ، خیانت است.

2801) إذا اوتُمِئتُ فَلا تَخُن : هرگاه امانتی به تو سپردند خیانت نکن.

2802) آفهُ الاَمَانَهِ الخِیَانهُ : آفت امانت خیانت است.[18]

پیشوایان معصوم علیه السلام زیباترین الگوی همه ی انسان ها هستند آنان خود در امانت داری اسوه ای بی همانند هستند به پیروان خویش نیز بسیار توصیه می کنند تا از این عمل زشت پرهیز کنند.

رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: هر کس در دنیا در امانت خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند تا بمیرد در  دین اسلام مرده و خدا را ملاقات می کند در حالی که بر او خشمناک است.[19] و در سخن زیبای دیگری می فرماید: اگر کسی در امانت خیانت کند روز قیامت خدای متعال فرمان می دهد او را در آتش بیندازید و برای همیشه در گودال جهنم فرو می رود.[20]

فراتر از این سخن می فرماید: کسی که خیانت کند از ما نیست زیرا مسلمان خیانت کار نیست.[21]

امیر مومنان علیه السلام نیز به آثار ناگوار خیانت اشاره می کند و می فرماید: چهار ویژگی است که هرگاه ازآنها در اهل خانه ای یافت شود فقر و بی برکتی آنان را فرا می گیرد و خانه آنان را خراب می سازد : خیانت ، دزدی ، شرابخوری و زنا.[22]

زمینه های بروز خیانت

1- غلبه هوی و هوس در دنیا دوستی

انسانی که هوی و هوس و دنیا دوستی بر او غلبه می کند و تنها به منافع زودگذر دنیا می اندیشد ، زمینه برای خیانت در او فراهم می شود زیرا این دسته افراد به عواقب خیانت فکر نمی کنند.

و به فرموده قرآن با غلبه هوی و هوس پرده ای بر چشم و گوش و عقل آنها افکنده می شود که نمی دانند چه می کنند «آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوی نفس خویش قرار داده و خداوند را با آگاهی گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افکنده است؟ با این حال چه کسی می تواند غیر از خدا او را هدایت کند ؟ آیا متذکر نمی شوید» [23]

2- ضعف ایمان  و عقیده : همانگونه که ایمان خاستگاه بسیاری از ارزش ها و از جمله امانت داری است ضعف ایمان و عقیده با فقدان آن از عوامل بروز خیانت است: از این رو پیامبر اسلام (ص) فرمودند : شناخت منافق سه چیز است: آنگاه  که سخن می گوید دروغ می گوید وانگاه که وعده می دهدخلف وعده می کندو آنگاه که امین شمرده می شود خیانت می کند.[24]

3- چیره شدن حرص و طمع بر انسان : انسان حریص نیز مرتکب خیانت می شود ؛ هم در اموال دیگران خیانت می کند و هم در اشتغال به پستی که شایسته آن نیست حریص است و از این رو به جای تلاش و کوشش و غلبه بر هوی و هوس و کنترل حرص وطمع برای رسیدن به مقصود ، راه خیانت را در پیش می گیرد.

4- دلبستگی به مال و فرزند : ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبر خیانت نکنید و نیز در امانات خود خیانت روا مدارید ، در حالی که می دانید«این کار گناه بزرگی است»[25]

و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است و پاداش عظیم نزد خداست.

5- رها کردن تلاش و کوشش برای رسید به مقصود از طریق مشروع در اثر تنبلی و ضعف اراده[26]

آثار و پیامدهای خیانت

خیانت در همه ابعادش ناپسند بوده و دارای عواقب و آثاری است که به مهترین آنها اشاره می شود:

1- خشم خدا:«گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند« در خالی که ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند! و هرکس خیانت کند روز رستاخیز، آنچه را در آن خیانت کرده ، با خود (به صحنه محشر) می برد سپس به هر کس آنچه را فراهم کرده و انجام داده است ، به طور کامل داده می شود و به همین دلیل به آنها ستم نخواهد شد»[27]

با توجه به آیه فوق «عمل خیانت» خیانت است و مقدار آن مهم نیست. قیامت صحنه ای است که نیکان حسنات خود را می آورند و خائنین خیانت های خود را به همراه دارند خداوند عادل است ، هم جزا را کامل می دهد و هم ذره ای افراط نمی کند لذا خیانت کاری زمینه ساز خشم ، غضب ، و عقوبت الهی است.

2- سستی ایمان و دینداری: همانطوری که یکی از فواید امانت داری تحکیم پایه های ایمان و گسترش دینداری است در مقابل خیانت موجب سستی ایمان و دینداری است.

پیامبر اکرم فرمودند : از خیانت دوری کنید چرا که خیانت آدمی را از اسلام دور می کند.[28]

3- زوال اعتماد اجتماعی : یکی دیگر از آثار خیانت ، از بین رفتن اعتماد اجتماعی است امام صادق علیه السلام به عبدالرحمن فرمود: بر تو باد به راستگوئی و اداء امانت تا شریک مال مردم شوی این چنین هنگامی که این سخن ر امی گفت : انگشتان خود را به هم جمع کرده بود و به من نشان داد یعنی مانند این انگشتان.

 4- از بین رفتن رفاه و آرامش عمومی:

بدیهی است که آسایش خاطر و رفاه عمومی در گسترش «امنیت» است ناامنی و آشفتگی مرگباری که به واسطه شیوع خیانت در محیط جامعه ای حکم فرما می شود ،  به منزله ترور شدن فرشته عدالت و نابودی اساس تشکیلات  و موجودیت آن ملت است.

5- محرومیت از محبت خدا : « هرگاه با ظهور نشانه هایی از خیانت داشته باشی به طور آگاهانه و عادلانه به آنها اعلام کن که پیمان شان لغو شده است ، زیرا خداوند خائنان را دوست نمی دارد.»[29]

6- رسوایی و شرم انسان:

«و از آنها که به خود خیانت کرده اند ، دفاع مکن؛ زیرا خداوند افراد خیانت پیشه گناهکار را دوست ندارد، آنها زشت کاری خود را از مردم پنهان می دارند ، اما از خدا پنهان نمیدارند و هنگامی که در مجالس شبانه سخنانی که خدا راضی نبود ، می گفتند ، خدا با آنها بود ، خدا به آنچه انجام می دهند احاطه دارد»[30]

آیه فوق خائنان را مورد سرزنش قرار داد و می گوید : آنها شرم دارند که باطن اعمالشان برای مردم روشن می شود ولی از خدا شرم ندارند. خداوند که همه جا با آنان است و بر اعمال آنها احاطه دارد.

7- با وجود خیانت کسی که به دیگری اعتماد نخواهد کرد و نگرانی نسبت در جامعه حکمفرما می شود.

8- خیانت عامل بسیاری از جنایت ها و حوادث ناگوار اجتماعی است.

9- افزایش خیانت باعث افزایش هزینه ها می شود زیرا مدیران و مسئولان ناچارند برای جلوگیری از این مقوله بازرسانی در بخش های مختلف بگذراند که این کار باعث هزینه سرمایه ی زیادی می شود.[31]

اقسام امانت

امانت بر سه قسم است : قسم اول: «امانت الهی ، است که شامل چیزهایی است که خداوند به انسان عطاء فرموده و بر بنده واجب است که مسئولیت امانتداری را در برابر خداوند به نحو مطلوب به انجام برساند مثلا اعضا و جوارح ما امانت خداوند است و باید آنها را در مواردی  که ذات اقدس اله اجازه داد است استفاده کنیم. اگر آدمی با چشم به نامحرم نگاه کند مرتکب خیانت در امانت الهی شده است، اگر با زبان دروغ بگوید، یا به افراد تهمت بزند و یا به کسی که فحش و ناسزا بگوید، در این امانت الهی خیانت کرده است. همچنین فرزندان امانت خداوند نزد پدر و مادرند و والدین باید با تربیت انسانی و اسلامی فرزندان ، حق این امانت را ادا نمایند و یا مال و ثروتی که خداوند به انسان عطا می کند، باید به عنوان یک امانت نگریسته و برخلاف رضای حضرت حق ، مصرف نگردد.

 در حقیقت مالک اصلی خداست                                   این امانت بهر روزی دست ماست

لذا ششمین کوکب فروزان آسمان امامت و ولایت امام صادق برای نیک و بد بودن انسانها می فرماید :«لا تَنظُرُ إلی طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ و سُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِکَ شَیءُ إعتادَهُ فَلو تَرَکَهُ إِستَوحَشَ لِذلِکِ ولکن اُنظُرُو إلی صِدقِ حَدیثَهِ و اَداءِ أمانَتِه»[32]

«به طولانی شدن رکوع و سجود انسان نگاه نکنید ، زیرا او بدان هاعادت کرده که اگر ترک کند  وحشت زده می شود لکن به راستگویی وادای امانت او نگاه کنید.

از این سخن نورانی امام معصوم علیه السلام خطاب به همه انسان ها عصرها و نسل ها چنین می توان آموخت که اگر می خواهید افراد نیک و بد را بشناسید با این دو چیز آنان را محک زده و امتحان کنید.

قسم دوم: امانت پیغمبر(ص) بر مردم که قرآن عظیم و عترت او هستند.

قسم سوم : امانت مردم بر مردم. در مکتب اسلام آنقدر به امانتداری اهتمام داده شده ست که از امام صادق روایتی نقل شده که آن را بیان می کنیم.

ابی حفص می گوید:از امام صادق شنیدم که فرمود:«از خدا بترسید و شما را به ادای امانت کسی که شما را امین خود دانست است سفارش می کنم پس اگر قاتل علی مرا امین بداند و امانتش را نزد من بگذارد امانتش را به او بر می گردانم»[33]

از این حدیث شریف استفاده می شود که هیچ چیز حتی قتل و امثال ذلک موجب ندادن امانت نخواهد شد لذا ما شیعیان امام صادق باید به ان بزرگوار تأسی نموده و به امانت های مردم خیانت نکنیم تا مبادا روزی اگر کسی چیزی را نزد ما به عنوان امانت نهاد ، وقتی امانت خود را می خواهد ، از استردادش سرباز بزنیم، زیرا در روایات گوناگون وارد شده :«هر کس چیزی از مردم نزد او امانت باشد و خیانت کند و به صاحبش برنگرداند، فردای قیامت همان چیز به صورت طوقی در خواهد آمد و به گردن او آویخته خواهد شد و در این حال وارد صحرای محشر شود.»[34]

و بدین جهت است که خداوند سبحان می فرماید:«یُعرَفُ المُجرِمُونَ بسیماهم»[35] شناخته می شوند مجرمین به چهره هایشان

برگرداندن امانت حتی به کافران

برگرداندن امانت آنقدر اهمیت دارد که امام معصوم علیه السلام در روایات فراوانی فرموده اند: صاحب امانت هرکس باشد فرقی ندارد و باید امانتش بازگردانده شود و حرمت خیانت تنها نسبت بر مسلمانان نیست بلکه همه افراد بشر را در بر می گیرد، کافر باشد یا مسلمان.

امام صادق علیه السلام می فرماید: تقوای الهی پیشه کنید و امانت را به صاحب آن برگردانید اگر قاتل علی علیه السلام مرا امین قرار داهد و چیزی به من بسپارد ، امانتش را به او بر می گردانم [36]. و در سخن دیگری می فرماید : حتی اگر صاحب امانت از خوارج و دشمنان علی یا اهل شام باشد، باز هم امانتش را به او برگردانید و در امانت اینگونه افراد خیانت نکنید.[37]

فردی از امام صادق پرسید : آیا می توان با نیرنگ و فریب در مال دشمن شما خیانت کنیم؟ امام فرمود : اگر کسی تو را امین دانست و از تو امید خیر خواهی داشت امانتش را به او برگردان اگر چه وی قاتل حسین علیه السلام باشد.[38]

بنابراین امانت داری صفتی است که خدای متعال به همه پیامبران خویش سفارش کرده است و عهد رسالت گرفته که باید نسبت به همه مردمان چه نیکوکار و چه بدکار امانت داری راستگو باشند.[39]

آثار شوم خیانت در امانت در جامعه

یکی از آثار شوم خیانت در امانت این است که وقتی در جامعه ای افرادی نسبت به امانت های مردم خیانت نمودند ضرر و زیان آن بر جامعه وارد می شود .به عنوان مثال می توان گفت اگر خانه ای به صورت اجاره به کسی بدهند و در موقع مقرر مستاجر خانه را تخلیه نکند نتیجه این کار در جامعه برید صورت جلوه گر خواهد شدکه افرادی خانه ی اجاره ای دارند دیگر جرات نمی کنند منزل خود را به افراد نیک و شایسته نیز اجاره بدهند و در نتیجه افراد نیازمند ، ناتوان و صالح نیز در جامعه ، قربانی کار ضرر و زیان آور کسانی می شوندکه در امانت خیانت نموده اند.

در حدیثی وارد شده که :«عبدالرحمان بن سیابه بعد از مراسم حج در مدینه منوره بر محضر مبارک امام صادق شرفیاب شد در حالی که جمعیت زیادی در آن جا حضور داشتند عبدالرحمان جوان بود و به خاطر احترام نهادن به دیگران ، کنار درب نشست و هر کدام از حاضرین که سوالاتی داشتند از محضر آن امام همام پرسش نمودند تا نوبت به عبدالرحمن رسید. امام صادق علیه السلام فرمود : شما خود را معرفی کنید عرض کرد : من پسر سیابه هستم»

حضرت فرمود : خدا رحمت کند سیابه را مگر مالی داشت که شما جمع آمده اید؟ عرض کرد: خیر. وقتی پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستانش هزاردرهم به من قرض داد و دوست دیگرش نیز طریقه کسب و کار را به من آموخت هنگامی که مشغول کسب و کار شدم خداوندبرکتی عنایت فرمود و مستطیع شدم و برای زیارت خانه خدا آمدم.

امام صادق علیه السلام فرمود : آیا قرض و امانت دوست پدرت را داده ای و به مکه جهت زیارت خانه امن الهی آمده ای؟

عرض کرده : بله یابن رسول الله!

حضرت فرمود : «عَلَیکَ بِصِدقِ الحَدیثِ و اَداءِ الاَمانَهِ تُشرِکِ النّاسَ فیِ أَموالِهِم هَکَذا و جَمَعَ بَینَ اَصابِعِهِ»[40]

سفارش میکنم تو را به راستگویی وادای امانت چرا که با برخورداری از این دو ویژگی،شریک اموال وثروت مردم خواهی شد،این چنین در حالی که امام علیه السلام دستهای خود را در هم جمع نمود.

درمان و پیشگیری از خیانت

1- پرورش روح امانت در افراد و پیش  گیری از خیانت جز در سایه تقویت مبانی ایمان امکان پذیر نیست ، زیرا همانگونه که آمد یکی از ریشه های عمده خیانت شرک و عدم اعتقاد کامل به قدرت پروردگار و رزاقیت اوست . افراد ضعیف الایمان به گمان این که اگر دست به خیانت نیالایند در زندگی عقب می مانند و منافع آنها تامین نمی شود تن به ذلت خیانت می دهند اما هنگامی که پایه های ایمان تقویت شود توکل و اعتماد بر خدا و اطمینان به وعده های تخلف ناپذیر او سبب می شود که راه انحراف شرک را برای وصول به مواهب زندگی نپیماید.

2- از سوی دیگر چون یکی از عوامل مهم خیانت نیاز است باید تا آنجاکه می شود نیازهای معقول و مشروع کسانی را که تحت مدیریت انسان قرار دارند برآورده کنند مبادا نیازشان سبب شود که زنجیر طلایی امانت را پاره کنند و به خیانت روی آورند.

3- توجه به عواقب شوم خیانت در دنیا و آخرت ، رسوایی ها و محرومیت های ناشی از آن ، و سرافکندگی در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن در چنگال فقری که انسان از آن می گریزد ، به یقین از عوامل بازدارنده و از اسباب پیشگیری و درمان خیانت است. انسان هنگامی که به یاد این نصیحت لقمان به فرزند دلبندش می افتد که می گفت :« فرزندم امانت را ادا کن تا دنیا و آخرتت سالم باشند ، و امین باشی تا غنی شوی »[41] با تمام وجودش تشویق می شود که به سوی این فضیلت اخلاقی یعنی امانت حرکت کند و از خیانت بگریزد.

این نکته نیز قابل دقّت است ، همانگونه که امانت داران باید در امانت خیانت نکنند ، امانت گذران نیزباید به هوش باشند که امانت خویش را به دست چه کسی می سپرند ، اگر کسی امانتش را به دست انسان بد سابقه ای بسپارد و او در امانت خیانت کند ، باید خویشتن را ملامت کند.

بنابراین بر تمام مدیران جامعه اسلامی لازم است که به هوش باشند مبادا پست ها و مقامات  مختلف حکومت را که مهمترین امانت های الهی هستند به دست افراد خائن بسپارند ، که هم دنیای خویش را تباه کنند و هم دین خود را و در پیشگاه خدا مسئولیت سنگینی دارند.

نتیجه

انچه ازاین تحقیق درمی یابیم این است که خیانت یکی ازبزرگترین گناهان وازنکوهیده ترین رذایل اخلاقی است پس بایدبااین رذایل اخلاقی مبارزه کنیم ودرجهت درمان وپیشگیری آن برآییم.لذاسعی کنیم باپروش روح امانت درافرادوتوکل واعتمادبرخداوپناه بردن بهقران واهل بیت علیهم السلام وتقویت ایمان وجوداین رذایل اخلاقی رادروجودمان ازبین ببریم.

درپایان خداوندمنان رابه خاطرالطاف بی کرانش تشکرمیکنم وازهمه ی بزرگوارانی که مرادراین امریاری رساندند،ازجمله همسرعزیزم،متصدی محترم کتابخانه ومسؤل محترم پژوهش،کمال تشکروقدردانی دارم وازخداوندمنان برای تک تک عزیزان سلامتی،موفقیت وشادکامی مسئلت دارم.

 فهرست منابع و ماخذ

1-   قرآن کریم

2- باقری طاقانکی، سبزه علی ،برای تمامی خانواده ها ، قم ، بوستان احمد ، ج1،چاپ هفتم1390

3- تیمی آمدی ، عبدالواحدین محمد ، ترجمه محمد رحمتی شهرضا ، غررالحکم و دررالکلم ، قم ، صبح پیروزی ، چاپ سوم ، 1393.

4- جوادی آملی ، عبدالله ، مفاتیح الحیاه ، قم ، مرکز نشر اسراء ، زمستان 1392.

5- حر عاملی(محمد بن الحسن ) ، وسائل الشیعه ، بیروت ، منشورات و دارحیاء التراث العربی ، 1391 هـ ق

6- حیدری نراقی ،علی محمد ، گفتار نراقی ، انتشارات مهدی نراقی ، قم  ، ج1،چاپ ششم ، زمستان 1388

7- قاسمی ، محمدعلی ، روزی حلال، قم ، ناشر نورالزهرا ، چاپ چهارم ، 1388

8- کلینی ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، تهران ، منشورات دارکتب اسلامیه، ج 2 ، 1363 ه ش

9- مجلسی ، محمد باقر ، بحار الانوار ، بیروت ، موسسه الوفاء ، ج 76 ، 1304 ه ق

10- مکارم شیرازی و همکاران ، ناصر ، تفسیر نمونه (تهران) ، دارلکتب اسلامیه ، 1356

11- مکارم شیرازی ، ناصر ، اخلاق در قرآن ، قم ، انتشارات امام علی بن ابی طالب ، ج 3 ، چاپ چهارم ، 1388.

12- مهدوی کنی ، محمدرضا ، نقطه های آغاز در اخلاق عملی ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1373

13- نراقی ، علامه مولی مهدی ، مترجم ، کریم قیضی ، جامع السعادت ، قم ، انتشارات قائم آل محمد ، ج 1 ، چاپ سوم،1391 ه ش

 

 

 



[1] - راغب اصفهانی ، حسین بن محمد ، مفردات ، ترجمه : غلامرضا خسروی ، تهران ، ج 11

[2] -  همان

[3] - مکارم شیرازی و همکاران ، ناصر ، اخلاق در قرآن ، قم ، مدرسه الامام علی بن ابی طالب ، ج 3 ، ص 173 ، 1383

[4] - انقال /27

[5] -  تفسیر نمونه ، ناصر مکارم شیرازی ، دارالکتب اسلامیه ، تهران ، 1356 ، ج7 ، ص 173

[6] - همان

[7] - اصول کافی-محمد بن یعقوب-کلینی-تهران-منشورات دارالکتب-ج2-ص290

[8] - نساء/105-ناصر مکارم شیرازی-تفسیر نمونه-4-ص150

[9] - یوسف/52-ناصرمکارم شیرازی-تفسیرنمونه-ج9-ص509

[10] - نحل/92 –ناصرمکارم شیرازی-تفسیرنمونه-ج11-ص408

[11] - آل عمران آیات 62-61

[12] - انفال آیه 60

[13] - بقره آیه 283

[14] - برای تمامی خانواده ها ، سبزه علی باقری طاقانکی ، قم ، بوستان احمد ، چاپ هفتم 1391

[15] - همان

[16] - نقطه های آغاز در اخلاق عملی ، آیت الله محمدرضا مهدوی کنی ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ص 331-330   ، 1373

[17] - نقطه های آغاز در اخلاق عملی ، آیت الله محمدرضا مهدوی کنی ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ص 331-330   ، 1373

[18] - عبد الواحد ، تیمی آمدی ، مترجم: استاد محمد رحمتی شهررضا ، ناشر : صبح پیروز قم ، نام کتاب : غرر الحکم و درر الکلم ، بیجا - چاپ سوم ص 193،197

[19] - محمدعلی قاسمی ، روزی حلال ، ناشر نورالزهرا ، چاپ چهارم ، ص 64 ، 1388

[20] - محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار، ج 73 ، ص 364

[21] - همان

[22] - محمدعلی قاسمی ، روزی حلال ، ناشر نورالزهرا ، چاپ چهارم ، ص 65 ، 1388

[23] - جاثیه آیه 23

[24] -اخلاق عملی ، آیت الله مهدوی کنی ، فرهنگ اسلامی ، تهران ، 1373 ، ص 331

[25] - قرآن کریم ، انفال ، آیه 27-28

[26] - ناصر مکارم شیرازی ،اخلاق در قرآن ، ج3 ، ص 192-191

[27] - آل عمران/161

[28] - الطبرسی ، ابی الفضل علی ، مشکاه النوار غرر الاخبار ، النجف ، مستورات الکمتب الحیدریه ، 13875 ه ق ، ص 417

[29] - نساء آیه 108-107

[30] - محمد بن یعقوب ، کلینی ، اصول کافی، جلد 5 ، ص 553

[31] - ناصر مکارم شیرازی ، اخلاق در قرآن ، صص 190-187

[32] - گفتار نراقی ، علی محمد حیدری نراقی ، زمستان 1388 ، انتشارات مهدی نراقی ، قم  ، جلد 1و2 ، ص32

[33] - همان

[34] - همان

[35] - الرحمن آیه 41

[36] - محمد بن یعقوب کلینی ، اصول کافی ، ج 15 ، ص 133

[37] - محمدعلی قاسمی ، روزی حلال-نورالزهرا ، قم ، 1388 ، ص 66

[38] - محمد باقر مجلسی (بحارالانوار ج 172 ، ص 115)

[39] - ابن علی طبرسی، مشکاه الانوار فی غرر الخبار ، نجف ، مکتبه الحیدریه ، 1385 هـ ق.

[40] - محمد بن الحسن ، الحر العاملی، وسائل الشیعه ، بیروت ، منشورات ، دار احیاء التراث العربی ، 1391 هـ.ق

[41] - ناصر مکارم شیرازی ، اخلاق در قرآن ، ص 192،195