چکیده:

خداوند عزّوجلّ دین اسلام را دینی جهانی، فراگیر و ضامن سعادت بشر در همه‌وقت و همه‌جا انتخاب كرده و انسان‌ها را موظف كرده است با گرویدن به این آیین الهی به سعادت این‌جهانی و آن‌جهانی نایل گردند.

در دین اسلام بعضی از امور دینی و ایمانی چنان‌اند كه انسان می‌تواند با نیروی عقل و اندیشة خدادادی خویش آنها را دریابد؛ امّا پاره‌ای دیگر كه به عالم غیب و نادیده مربوط‌اند، چنان‌اند كه انسان نمی‌تواند آنها را با ترازوی عقل و خرد بشری بسنجد، و دربارة آنها به‌طور حتم باید سخن خدا و رسول را بپذیرد و به وجود آنها ایمان و باور قطعی داشته باشد، مانند: دوزخ، بهشت، پل صراط، نامة اعمال، عذاب قبر، وجود فرشتگان و ... . بر همین اساس خداوند عزّوجلّ در جای‌جای قرآن در بیان اوصاف مؤمنان و پرهیزگاران آورده است: «الّذین یؤمنون بالغیب»[بقره: 3]؛ آنانی‌كه به غیب [و جهان ماورای حس] باور دارند. و نیز یادآور شده است كه غیب را به‌جز الله تعالی كس دیگری نمی‌داند: «قل لایعلم من فی السموات و الأرض الغیب إلا الله و مایشعرون أیّان یبعثون بل ادّارك علمهم فی الآخرة بل هم فی شكّ منها بل هم منها عمون»[نمل: 65ـ 66]؛ بگو: هركس كه در آسمان‌ها و زمین است ـ جز خداوند ـ غیب نمی‌داند و نمی‌دانند كه كی برانگیخته می‌شوند. بلكه [اسباب] دانششان در[باره‌ی وقوع] قیامت تدریجاً بر باد رفت. بلكه آنان از [وقوع] آن در شك هستند. بلكه آنان از [دیدن و پذیرفتن] آن نابینایند.

 کلید واژه:

 عذاب های قبر، فشار قبر، وحشت قبر، نکیر و مکنکر،نماز شب، دیدار روح از جسم

 مقدمه

واژه قبر در بسیاری از آیات به معنای برزخ است و منظور از فشار قبر سوال و جواب نکیر و منکر در شب اول قبر شب اول انتقال انسان از این دنیا به عالم برزخ است .

در نتیجه اول شبی که انسان از دنیا رفته شب اول برزخ « قبر » او حساب می‌شود و آنچه که مربوط به فشار قبر و سؤال و جواب و عذاب برزخی است مربوط به شب اول مرگ آدمی است ، در نتیجه اگر کسی را حیوانات درنده بخورند یا دریا غرق شود و ... است از شب اول قبر معاف نمی‌شوند . لازم به توضیح است که این توجیه « قبر به معنای برزخ » از واژه قبر در تضاد با روایاتی مانند نماز لیله‌الدفن نخواهد بود چرا که این گونه روایات ناظر به جنبه‌های حداکثری مسائل و حوادث و رخدادها است ، زیرا که هم در گذشتههم در دنیای کنونی اکثر قریب به اتفاق انسان‌هایی که از دنیا می‌رفتند و می روند با فاصله کوتاهی به خاک سپرده می‌شوند و شب اول قبر آنها  با شروع عالم برزخ فاصله چندانی ندارد .

 عواملی که موجب رفع یا کاهش فشار قبر میشود

 به‌طور کلی ، کارهای نیک نقش بسزایی در آرامش روح در عالم برزخ ، و رهایی از فشار قبر دارد . ولی مطابق روایات بعضی از اعمال در این راستا نقش بیشتر دارند ،در اینجا به این موارد توجه کنید :

1-    نماز شب و کامل نمودن رکوع

 امام رضا علیه‌السلام فرمود : « کسی که نماز شب بخواند و در قنوت نماز « وِتر » 70 بار استغفار کند ، اُجِیرَ مِن عذاب القَبرِ : « از عذاب قبر پناه داده شود » . امام باقر علیه‌السلام فرمود : « کسی که رکوع نمازش را کامل انجام دهد وحشت قبر به او نمی‌رسد . »

2-    صدقه و نماز مخصوص

رسول اکرم ص فرمود : « بر میت ساعتی سخت تر از شب اول قبر نیست پس رحم نمائید  به مردگان خود ،  با صدقه و اگر چیزی را برای صدقه دادن نیافتید یکی از شما دو رکعت نماز بخواند در رکعت اول بعد از حمد سوره توحید را دو بار بخواند و در رکعت دوم بعد از حمد سوره تکاثر را 10 بار بخواند و بعد از نماز بگوید : الهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد ، و ابحَث ثَوابَها الی قَبرِ ذلک المَیِتِ فُلانٍ : « خدایا بر محمد و آل او  درود بفرست و سوابق این نماز را به قبر این میت به نام .............. برسان . » در همان ساعت هزار فرشته به سوی قبر آن میت می‌آیند ،  در نزد هر فرشته‌ای جامه و حوله‌ای می‌باشد ، و خداوند تنگی قبر او را وسعت دهد تا روز قیامت و به نمازگزار و عدد آنچه آفتاب بر آن می‌تابد  ، حسنات عطا می‌کند و 40 درجه به او می‌دهد .

3-    نماز وحشت

نماز لیله‌الدفن  « نماز وحشت » دو رکعت است که در شب اول قبر ، هدیه به روح میت خوانده می‌شود . در رکعت اول بعد از حمد یک بار آیه الکرسی خوانده می‌شود و در رکعت دوم به از حمد سوره ده بار سوره اِنّا انزلناهُ و بعد از نماز بگوید : الهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد ، و ابحَث ثَوابَها الی قَبرِ فُلانٍ « نام میت را ذکر کنید » .

 4-    حج

امام‌صادق علیک سلام فرمود :  مَن حَجَّ اَربَعَ حُجَجٍ لَم تُصِبهَ ظَفطَهُ القَبرِ اَبَداً « کسی که چهار بار ، حج انجام دهد ، هرگز فشار قبر به او نمی رسد . »

5-    مردن در جمعه

چنانکه قبلاً گفتیم ، مردن بین ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه موجب رفع فشار قبر می گردد و طبق بعضی روایات امام صادق (ع) فرمود : مَن ماتَ یَومَ الجُمعَهِ کُتِبَ لَهُ بَرائَهً مِن ضَفطَهِ القبر : « کسی که در روز جمعه بمیرد برای او برات آزادی از فشار قبر مقرّر می شود . »

6-    نهادن دو چوب تر همراه میت

مستحب موکد است دو چوب تر و تازه « دو شاخه درخت را بگیرند و برگهایش را از او جدا نمایند هر یک از آن به اندازه یک ذراع یعنی از آرنج تا سر انگشتان باشد و اگر کوتاهتر باشد مانعی ندارد . » یکی از آن دو چوب را در جانب راست از گلوگاه تا هر جا که رسید چسبیده به بدن بگذارند و دیگری را در جانب چپ روی پیراهن زیر روپوش به همان ترتیب بگذارند و ظاهر این است که هر گونه بگذارند مستحب است ، و مستحب است ، این دو چوب تازه از درخت خرما باشد اگر نبود از درخت سدر و اگر نبود از درخت بید و اگر نبود از درخت انار و اگر نبود هرگونه چوب تر و تازه کافی است . و مستحب است نام میت و اینکه او به یکتایی خدا و رسالت محمد (ص) و امامت امامان (ع) گواهی می دهد در آن دو چوب نوشته شود . در روایت آمده : « حضرت آدم (ع) وصیت کرد که دو چوب تازه در میان کفنش بگذارند تا اُنس داشته باشد این سنت بین پیامبران معمول بود و در زمان جاهلیت ترک شد پیامبر اسلام (ص) دوباره آن را زنده کرد . »

7-    ریختن آب روی قبر

مستحب است پس از آنکه میت به خاک سپرده شد شخصی رو به قبله بایستد و از ناحیه ی بالای سر میت تا روبروی  پای او آب بپاشد و سپس از آنجا تا بالای سر او بپاشد و اگر آب زیاد آمد به وسط قبربپاشد چنان که این مطلب از امام کاظم (ع) نقل شده است . بعید نیست که پاشیدن آب بر روی قبر تا ۴۰ روز یا ۴۰ ماه مستحب است . پیامبر (ص) دستور می داد روی قبر آب می پاشیدند. و این سنت در زمان رسول خدا عمل می شد . محدّث قمی (رحمة الله ) می گوید : « پاشیدن آب روی قبر در هر وقت نیکو است . » امام صادق (ع) درباره پاشیدن آب بر روی قبر فرمودند : یتجافی عَنهُ العذاب مادام اللنّدی فِی التُّرابِ « تا وقتی که رطوبت آب روی خاک قبر است عذاب قبر از میت دور می گردد. »

8-    خواندن بعضی از سوره های قرآن

امام علی (ع) فرمودند : « کسی که هر جمعه سوره ی نساء را بخواند از فشار قبر در امان باشد . » امام صادق (ع) فرمودند : « سوره ی یاسین قلب قرآن است هرکس آن را قبل از خواب یا قیل از غروب بخواند از فشار قبر ایمن باشد . » کسی که به خواندن سوره ی « زُخْرف » مداومت کند خداوند او را در قبرش از فشار قبر و جانوران زمین ایمن گرداند . پامبر (ص) فرمودند : « کسی که هنگام خواب سوره ی تکاثر ( الهامَّ التَکاثُر ) را بخواند از سختی قبر ایمن گردد . » امام صادق (ع)  فرمودند : « کسی که سوره ی  ((ن وَ الْقَلَم)) را در نماز واجب یا نافله بخواند او را از فشار قبر پناه دهد . » 1 ثواب الاعمال ص 111 ؛  2 بحارالانوار ج 6 ص 221؛           3 دارالسلام نوری ج 2 ص 315    ؛4 محاسن البرقی ص 60

صورت اعمال در قبرستان اصفهان :

از كتاب اربعین سید قاسمی سعید قمى از شیخ بهائى كه :

رفیقى در قبرستان اصفهان داشتم كه می گفت : روز قبل جنازه اى را آوردند دفن كردند ، هنگام غروب بوى گندى که در تمام عمرم استشمام نكرده بودم بلند شدم متوجه سگی شدم که تا سر قبر رفت و ناپدید شد ، بعد از مدتی بوى عطرى بلند شد که صورت دلربائى بر سر همان قبر محو شد مقدارى گذشت دیدم صورت زیبا خون آلود بیرون آمد ،گفتم : پروردگارا به من بفهمان این دو صورت چه بود؟ به من فهماندكه صورت زیبا اعمال نیکش بود و آن سگ زشت کارهای بدش . و چون اعمال بدش بیشتر بود در قبر انیسش است تا او پاک شود !!!  از و قیامت بهجت عارفین ص 128»

 عذاب قبر بخاطر حق الناس

حضرت عیسی (ع) از کنار قبری می گذشت از خدای متعال خواست که صاحب قبر را زنده کند تا از او چیزی بپرسد. همین که زنده شد از او سوال کرد : حالت در عالم برزخ چگونه است ؟ عرض کرد : من باربری بودم روزی مقداری هیزم برای کسی بر دوش داشتم و می بردم خلالی از آن جدا کردم که دندان خود را با آن خلال کنم از آن زمان که مرده ام تا به حال گرفتار کیفر همان عملم . « داستان های شگفت شهید دستغیب ص 221 »

عذاب قبر به علت گرفتاری هوای نفس

يكی از شاگردان مرحوم شيخ رجبعلی خیاط كه نزديك به سی سال با ايشان بوده نقل می‌كرد كه شيخ به من می‌فرمود: روح شخصی از علمای اهل معنا را ‌كه ساكن يكی از شهرهای بزرگ ايران بود در برزح ديدم كه تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم ! از او پرسيدم كه چرا چنين مي كنی؟ پاسخ داد: در ايام حيات، روزی با يكی از اهل معنا كه كاسب بود برخورد كردم، او مرا به برخی از خصوصيات باطنی خود متذكر ساخت، پس از جدا شدن از او تصميم به رياضت گرفتم، تا مانند آن شخص ديده برزخی پيدا كنم و به مكاشفات و مشاهدات غيبی دست يابم . مدت سی سال رياضت كشيدم تا موفق شدم، در اين هنگام مرگم فرا رسيد، اكنون به من می‌گويند: تا آن هنگام كه آن شخص اهل معنا تو را متذكر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقريباً سی سال از عمر خود را صرف رسيدن به مكاشفات و رؤيت حالات برزخی كردی، اينك بگو: عملی كه خالص برای ما انجام داده‌ای کجاست؟ « کیمیای محبت ص 192 و 193 »

عواملی که موجب فشار قبر می گردد

به طور کلی کفر و فسق و ظلم و اعمال ناشایسته موجب می‏شود که انسان به فشار قبر مبتلا گردد، ولی مطابق روایات، پاره از اعمال در این راستا نقش بیشتر دارند، مانند: 1- نمامی (سخن چینی) ، 2- عدم پرهیز از ادرار ، 3- سوء خلق نسبت به خانواده‏ ، 4-  تباه نمودن نعمتها و عدم بهره‏گیری صحیح از آنها و...

امام علی (علیه السلام) فرمود: عَذاب القُبرِ یکُونُ مِنَ المنَّمِیَمهِ و البَولِ وَ عَزبِ الرُجلِ عن اَهلِهِ: « عذاب، قبر از ناحیه سخن چینی، و (عدم رعایت تمیزی از) ادرار و دوری (بی جهت) شوهر از همسرش در بستر..) حاصل می‏شود. »

5 و 6 - خواندن نماز بدون وضو، و یاری نکردن مظلوم و ضعیف در برابر ظالم، چنانکه روایت شده: یکی از روحانیون خوب بنی اسرائیل از دنیا رفت، در عالم قبر پس از گفتگو، یک تازیانه به او زدند، که قبرش پر از آتش شد زیرا او یک بار نماز بی وضو (از روی عمد) خوانده بود، و از کنار مظلوم ضعیفی عبور کرد و به او یاری

ننمود . و در مورد تباه ساختن نعمت‏های الهی، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

ضَغطَهَ القَبرِ للمُومن کفاره لما کان منه مِن تَضیِیع النِّعَم: « فشار قبر برای مومن کفاره تباه نمودن نعمتها از ناحیه او است . »« بحار ج 75، ص 265- علل الشرایع، ص 38 - بحار ج 80، ص 176 »

عذاب قبر قاضی به خاطر فکر گناه‏

به نقل ابو حمزه ثمانی، امام باقر (علیه السلام) فرمود: در بنی اسرائیل یک قاضی بود که بر اساس حق بین مردم قضاوت می‏کرد، لحظات پایان عمرش فرا رسید، به همسرش گفت : « وقتی که از دنیا رفتم، مرا غسل بده و کفن کن، و جنازه‏ام را روی تابوتم بگذار، و چهره‏ام را بپوشان » ، تا بعدا مردم با خبر شوند و بیایند و جنازه مرا ببرند و به خاک بسپارند ، او از دنیا رفت، همسرش طبق وصیت او عمل کرد، و پس از مدتی روپوش را از چهره قاضی رد کرد، تا به صورت او نگاه کند، ناگاه کرمی را دید که بینی شوهرش را مثل قیچی پاره می‏کند، با دیدین این منظره وحشت کرد . هنگامی که شب فرا رسید، زن خوابید و قاضی در عالم خواب نزد همسرش آمد و گفت: « با دیدین آن منظره وحشت کردی » ، همسر گفت آری وحشت کردم  .قاضی گفت: آن هنگام که زنده بودم، روزی بر مسند قضاوت نشسته بودم دیدیم برادرت با یک نفر، برای مرافعه به سوی من می‏آیند، آنها آمدند و کنار من نشستند . من « در قلبم » گفتم : « خدایا حق را با برادر زنم قرار بده که تا دراین دادگاه طرف مرافعه‏اش محکوم گردد. » آن دو نفر حرفهای خود را زدند، اتفاقا به روشنی دریافتم که حق با برادر تو است، به نفع او قضاوت کردم، این که آن کرم را دیدی بینی مرا می‏خورد ( گوشه‏ای از عالم برزخ بود که به چشم تو آمد) کیفر من بود که چرا پیش خودم متمایل به برادرت شدم و گفتم : « خدا کند حق با بردر زنم یاشد با این که حق با او بود، ولی من نباید قبل از ثبوت حق، چنین فکری را در مغز خود راه دهم، آری : آنچه دیدی مربوط به برادرت بود . »« اقتباس از فروغ کافی، ج 7 ص 410 »

وحشت عالم قبر

عالم قبر از سه جهت هولناك است:

1- وحشت قبر 2- سوال قبر 3- عذاب و فشار قبر

قبر به جهت اين كه تنگ و تاريك است و هيچ مونسي براي انسان نيست، وحشت به خصوصي دارد و ميزان اين وحشت ارتباط مستقيم و تنگاتنگي با ميزان علاقه به دنيا و هر آن چه كه در آن است، دارد. هر چه تعلق خاطر به دنيا كم باشد، درجه وحشت و تنهايي اش كمتر خواهد بود و هر چه تعلقش بيشتر باشد درجه وحشت، بيشتر خواهد بود.« شهید دستغیب ، معاد ص 27 »

وحشت قبر

وقتی انسان را به قبر می گذارند ، هول و عظیم و هیبت شدید و وحشت و دهشت زیاد و خوف طاقت فرسا و غیرقابل تحملی بر او واقع می شود که احتمال دارد هول مطلع همین باشد ، چون از طرفی چشم برزخی انسان مرده باز می شود آنچه پشت پرده بود همه را می بیند و از طرفی هم ظلمت و تاریکی قبر ، تک و تنها بدون انیس و مونس بودن ، نامه اعمال سیاه ، انتظار آمدن نکیر و منکر ، فشار قبر ، عذاب های بعدی ، مار و عقرب خانه قبر و صدها مسائل دیگر ، وقتی انسان مرده این همه مصائب را در پیش رو می بیند سراسر وجودش وحشت می شود .« ابوذر غفاری »

گفتار قبر به مومن و کافر

امام صادق (عليه السلام) فرمود: هيچ قبرى نيست مگر اينكه هر روز سه بار مى‏گويد من خانه خاك هستم، من خانه بلا و پوسيدن هستم، من خانه كرم هستم، وقتى كه بنده مومن وارد قبر مى‏گردد، زمين قبر به او مى‏گويد: مرحبا، خوش آمدى، سوگند به خدا، من تو را دوست داشتم،

در آن وقت كه بر روى من راه مى‏رفتى تو اكنون در شكم من قرار گرفتى، بيشتر تو را دوست دارم، و به زودى نشانه دوستى مرا در مى‏يابى، در اين هنگام به اندازه ديد چشمش، قبر او وسيع مى‏گردد، و درى در قبر به روى او گشوده مى‏شود، و او جايگاهش را در بهشت مى‏نگرد و از آن در، مردى بيرون مى‏آيد كه هيچ چشمى زيباتر از او نديده است، او به آن مرد مى‏گويد: اى بنده خدا! من هرگز چيزى را زيباتر از تو نديده‏ام، تو كيستى؟

آن مرد زيبا در پاسخ مى‏گويد: انا رايك الحسن الذى كنت عليه و علمك الصالح الذى كنت تعمله: من راى نيك تو هستم كه داراى آن بودى، و كارهاى شايسته تو هستم كه در دنيا انجام داده‏اى.

سپس روح او گرفته مى‏شود، و در بهشت و در جايگاه مناسب خود نهاده مى‏گردد: سپس به او گفته مى‏شود:

نم قرير العين بخواب و بيارام در حالى كه چشمت روشن است و شادمان هستى، از آن پس همواره، نسيمى از بهشت، بر جسد او مى‏وزد، كه او لذت و بوى خوش آن را تا روز فرا رسيدن قيامت مى‏يابد.

ولى وقتى جسد كافر را در ميان قبر مى‏گذارند، زمين قبر به او مى‏گويد: نه خوش آمدى و نه به جا آمدى، سوگند به خدا تو را در آن هنگام كه بر روى من راه مى‏رفتى دشمن داشتم، و اكنون كه در شكم من قرار گرفتى، دشمنيم به تو بيشتر است، و به زودى نشانه دشمنى مرا مى‏نگرى.

آنگاه قبر، او را فشار مى‏دهد و جسد او را خورد و خاكستر مى‏نمايد، و او را به همان خاكى كه قبلا بود باز مى‏گرداند، و درى از دوزخ به روى او گشوده مى‏شود، او جايگاهش را در دوزخ مى‏نگرد، سپس مردى بسيار زشت، از آن دور وارد مى‏گردد، او به آن مرد مى‏گويد: اى بنده خدا تو كيستى؟

آن مرد، در پاسخ مى‏گويد : اَنَا عَمَلُك السَّيِىُّ الذى كُنتَ تَعمِلُهُ، وَ رَايُك الخَبِيثُ : من كردار زشت تو هستم كه در دنيا انجام مى‏دادى، و راى ناپاك تو مى‏باشم.

سپس روح او گرفته مى‏شود و در جايگاه خود در دوزخ، نهاده مى‏گردد، آنگاه همواره باد مسمومى از آتش، بر جسد او مى‏وزد، و او درد و سوزش آن را تا قيامت، در مى‏يابد، و خداوند 99 مار بر روح او مسلط كند او را مى‏گزند، مارهائى كه از نوع مارهاى روى زمين نيست. كه اگر در روى زمين چنان مارى بيايد و در زمينى بدمد در آن زمين گياه روئيده نمى‏شود .« فروغ کافی جلد 3 ص 241 و 242 »

عذاب قبر دو نفر به خاطر دو گناه‏

جابر بن عبداللَّه انصاری می‏گوید: همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عبور می‏کردیم تا به کنار دو قبر رسیدیم، آن حضرت فرمود: صاحبان این دو قبر اکنون عذاب می‏شوند، عذاب یکی از اینها از این رو است که در دنیا غیبت می‏کرد او عذاب دیگری از این روست که از پاشیدن قرار ادرار به بدنش، پرهیز نداشت.
سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، چوب تازه‏ای طلبید و آن را دو نیمه کرد و فرمود: هر کدام را در یکی از آن دو قبر فرو کنید، همین کار را انجام دادیم فرمود: تا هنگامی که این دو چوب تازه و تر هستند، آنها عذاب نمی‏شوند . « المحجهالبیضاء،ج 5 ص 253 »

عذاب قبر بخاطر نفرین مادر

روزی اصحاب کساء (یعنی پیغمبر اکرم و حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین) به قبرستان بقیع آمدند و مشاهده کردند که میتی به عذاب شدیدی مبتلا گشته است . پیغمبر اکرم آن مرده را صدا زد و فرمود : ای بنده خدا ! به اذن خدا سر از قبر بیرون بیاور .

به برکت معجزه پیامبر اکرم (ص) قبر شکافته شد و جوانی از داخل قبر بیرون آمد که روی او سیاه بود و غل و زنجیر بدن او را می فشرد .

پیامبر اکرم فرمود : وای برتو مگر در دنیا چه کردی ؟

عرض کرد : یا رسول الله مادرم از دست من ناراحت است و به همین خاطر مرا عذاب می کنند .

پیامبر اکرم فرمود : مگر تو با مادرت چه کردی؟

عرض کرد روزی داخل خانه شدم . زن من از دست مادرم شکایت کرد و من غضبناک شدم . در این هنگام مادرم در سر تنور نشسته بود و نان می پخت . لذا جلو رفتم و مادرم را گرفته به آتش انداختم همسایه ها متوجه این قضیه شدند ، به نزد ما آمدند و مادرم سینه سوخته اش را به دست گرفته و سر به آسمان بلند کرد و گفت ، الهی تو انتقام مرا از این پسر بگیر .

ای رسول خدا ! سه روز بعد از این نفرین مادرم ، عمرم کوتاه شد ، به حدی که سه روز بعد از نفرین ، من از دنیا رفتم و در خانه قبر اینطور مرا عذاب می کنند . الآن از شما توقع دارم در حق من دعا کنید .

پیامبر اکرم (ص) فرمود : مادر این جوان را حاضر کنید ، چون بدون رضایت مدرش دعا مستجاب نمی شود .

اصحاب پیامبر ، مادر آن جوان را در قبرستان و در کنار قبر پسرش حاضر کردند . پیامبر اکرم فرمود : از تقصیر و کوتاهی های پسرت در گذر ، چون ا در عذاب به سر می برد .

آن زن عرض کرد : من او را نمی بخشم و از او در نمی گذرم .

پس هرچه رسول خدا (ص) و امیرالمومنین و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن (ع) شفاعت کردند ، او قبول نکرد . تا این که نوبت به امام (ع) رسید . امام حسین (ع) فرمود : ای زن شفاعت جد پدر و مادر و برادر مرا در حق پسرت قبول نکردی ، شفاعت مرا قبول کن . آن زن نگاهی به آسمان کرد و سپس برگشت و با هر دو دست خود عبای امام حسین را گرفت و عرض کرد : از پسر خود گذشتم و او را بخشیدم .

پیامبر اکرم فرمود : ای زن ! عجیب است که شفاعت من و دخترم و شوهرش و فرزندش را قبول نکردی اما شفاعت حسین را پذیرفتی ؟! زن عرض کرد : یا رسول الله ! خواستم شفاعت حسین را هم نپذیرم ولی دیدم درهای آسمان باز شده است و ملایکه آسمان در دست خودشان حربه های آتش گرفته و می گویند شفاعت حسین را بپذیر وگرنه با این حربه های آتش تو را می زنیم لذا من شفاعت آن حضرت را قبول کردم. « تحفه الواعظین جلد ص 131»

صلوات و رفع عذاب قبر از شخص

شبلی نقل نموده است : من همسایه ای داشتم که وفات نمود . او را خواب دیدم ،از او پرسیدم : خدا با تو چه کرد ؟ گفت : ای شیخ ! هول های بزرگ دیدم ، و رنج های عظیم کشیدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر ، زبان من از کار باز ماند . با خود می گفتم : واویلاه ، این عقوبت از کجا به من رسید ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد ، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسیدم : تو کیستی – خدا تو را رحمت کند – که من را از این غصه خلاصی دادی ؟ گفت : من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادی آفریده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که درمانی به فریادت برسم.« بحار جلد 94 ص 194»

عذاب قبر سخن چین

 شیخ صدوق در حدیثی طولانی از حضرت رسول (ص) روایت کرده که هرکس نمامی و سخن چینی کند ما بین دو نفر ، حق تعالی مسلط کند در قبر او آتشی را که او را تا قیامت بسوزاند ، و چون از قبر بیرون آید بر او چهار سگ سیاه یزرگ که گوشت آن را به دندان بکند مسلط فرماید تا داخل جهنم شود.

« ثواب الاعمال شیخ صدوق ص 609»

سوالات نکیر ومنکر در قبر از میت

نخستین چیزی که آن دو فرشته از تو سوال می کنند:پروردگارت را که می پرستیدی ٬و از پیامبرت که به سوی تو فرستاده شده و از دینی که به آن پایبند بودی و از کتابی که آن را می خواندی و از امامی که ولایتش راپذیرفته بودی ، سپس از عمرت سوال می کند که در کدام راه به باد دادی ، و از اموالت که از کجا آوردی و درکجا مصرف کردی ؟ جانب احتیاط را نگه دار و درباره خود بیندیش !  وقبل از آزمایشو سوال و امتحان٬پاسخ را آماده کن ٬واگر با ایمان ومتقی و آگاه به دین و پیرو صادقین واولیاء باشی ٬خداوند پاسخ لازم را به تو تلقین می کند و زبانت را به حق می گشاید وجواب خواهی داد . ودر این هنگام از سوی خدا بشارت جنت و رضوان و خیرات فراون به تو داده می شود و فرشتگان الهی با روح و ریحان از تو استقبال می کنند و اگر چنین نباشد زبانت به  لکنت می افتد و دلیلت باطل می شود و از دادن پاسخ فرو می مانی و نابینا می شوی و بشارت به آتش داده می شوی ، و فرشتگان عذاب به استقبال تو می آیند !

« داستان های شگفت از قبر و اجساد سالم ص 96»

دیدار روح از جسم در قبر

در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیات مربوط به برزخ می گوید : وقتی سه روز از دفن میت بگذرد روح او از خداوند اجازه می گیرد تا در قبر به جسدش سری بزند ،هنگامی که به قبر می رود می بیند آب از بینی و دهان و گوشهایش جاری است پس گریه اش می گیرد و می گوید ، ای بدن بیچاره من ! آیا به خاطر داری ایام زنده بودنت را در دنیا ؟ این است منزل وحشت و بلا و پوسیده شدن بدن! و این است جای غم و پشیمانی ! سپس به آسمان می رود و بعد از پنج روز دوباره اجازه می گیرد و برمی گردد. وقتی به قبر می آید می بیند چرک و زرد آب از بینی و دهان و گوشهایش جاری است ، باز گریه می کند و می گوید : ای بدن بیچاره من! آیا هیچ در دنیا به فکر اینجا بودی تا چیزی از پیش بفرستی که اینجا به دردت بخورد؟! دوباره به آسمان می رود و بعد از هفت روز دوباره اجازه می گیرد و برمی گردد و می بیند خون و چرک مانند سیل از بینی و دهان و گوشهایش جاری است و کرم به آن افتاده باز گریه می کند و می گوید : این منزل جای محنت و بلا و عقربها و کرمهاست . آیا هیچ به فکر اینجا بودی ؟ کجایند آن اقوامت که کوچکترین ناراحتی پیدا می کردی دور و برت را می گرفتند؟! امام صادق (ع) فرموده : میان دنیا و آخرت ، هزار عقبه است که آسانترین آنها مرگ است . همچنین امام صادق (ع) به ابو بصیر فرموده : به یاد آور آن وقتی را که تنها در قبر باشی و چشمایت از حدقه در بیاید و به صورتت بریزد . و بند بند بدنت از هم جدا شود . و گوشت بدنت را کرمها بخورند. وخیال کن که در آن حال هستی و هیچ زاد و توشه ای هم نداری و از خداوند می خواهی که تو را به دنیا برگرداند و جبران مافات کنی . حال که اینجا هستی تصور کن این خواسته تو را خداوند اجابت کرده و به دنیا برگردانده پس تا وقت باقی است جبران کن و کارهایی که مرضیّ خداوند است انجام بده و از کارهایی که موجب نارضایتی و خداوند است دست بکش.

نماز شب و نجات از فشار قبر

از حضرت امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: بر شما باد به نماز شب ، بنده‏ای نیست که آخر شب برخیزد ، هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر  بجای آورد و در قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند مگر آنکه از عذاب قبر و از عذاب جهنم پناه داده می شود و عمرش طولانی می گردد و معیشتش گشاده می شود .« روضه المواظین نیشابوری ص 320 »

ملائکه نقاله به دستور امام رضا علیه السلام مرده را رها کردند

حجة الاسلام ملكی می گوید والده مرحوم حاج محمد حسین می فرمود: پدر من مرحوم حاج كاظم ملك التجار می گفت : زمانیكه توفیق با من رفیق شد و مشرف شدم به عتبه بوسی حضرت رضا علیه السلام بعضی اوقات دوستان اهل مشهد به دیدن و ملاقات من می آمدند. روزی كه جمعی حاضر بودند و مجلس ما مجلس انسی بود من به ایشان گفتم آیا شما كه مجاور این ارض مقدس می باشید خودتان كرامتی از حضرت ثامن الائمه مطلع شده اید برای من نقل كنید؟ بعضی از ایشان گفتند بلی ما یك قضیه ای را می دانیم و آن این است كه چندی قبل در این شهر داروغه ای بود بد سلوك بطوریكه مردم شهر از رفتار و كردارش بستوه آمده بودند. تا اینكه مرگ گریبانش را گرفت و مرد و مردم از شر او آسوده شدند و در تشییع او اجتماعی نشد و او را در قبرستان قتلگاه دفن كردند و علی الرسم دو نفر را بر سر قبرش نشاندند كه تلاوت قرآن نمایند. آن دو نفر گفتند كه چون شب شد و ما در آنجا بر سر قبر او بودیم ناگهان دیدم دو نفر مهیب با قیافه ی وحشتناك پیدا شدند و قبر را شكافتند و آن میت را بیرون كشیدند كه اینجا جای تو نیست و چون خواستند او را ببرند شروع كرد به التماس و استغاثه نمودن و تضرع و زاری كردن لكن ایشان اعتنائی به زاری او ننمودند. و چون آن بیچاره چاره ای ندید یك مرتبه رو كرد به طرف حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام و فریاد زد كه ای آقا به داد من برس كه مرا می برند تا این توجه را به آن حضرت كرد صدای بلند شد او را رها کنید تا این ندا رسید آن دو نفر میت را گذاشتند و رفتند و چون مردم بر این قضیه مطلع شدند از این قضیه روز بعد آن میت را دوباره دفن كردند. « امام رضا ص 87 داستان های شگفت انگیز از قبر و اجسام سالم»

مرده و نجات از عذاب روحی

یکی از اخیار گفت: شب جمعه‏ای بود در عالم خواب وضع و حالات برزخی امواتی که در قبرستان یزد دفن بوده‏اند را دیدم. هر میتی هدیه‏ای در دست دارد و سر حال و شادمان است. گاهی آن هدیه خوردنی بود و گاهی آشامیدنی و گاهی لباسهای مناسب. ولی یک نفر را افسرده دیدم، با دست خالی کناری ایستاده بود، به او گفتم تو کیستی؟ چرا افسرده‏ای؟ و آن‏ها کیانند که شادمانند. گفت این‏ها امواتی‏اند که در قبرستان دفن هستند و بازماندگانی داشتند و برایشان در شب جمعه خیرات کردند ولی برای من کسی چیزی را نثار نکرد. من غریب هستم اهل یزد نیستم. از مشهد آمدم، چند سال قبل خودم و عیالم از این شهر عبور می‏کردیم در این شهر بیمار شدم و در اثر بیماری جان دادم. مسلمانان مرا در این زمین دفن کردند زن من با فلان آهنگر که در بازار آهنگری می‏کند ازدواج کرد، از آنجایی که من بچه دار نمی‏شدم او نیز مرا فراموش کرد. از خواب بیدار شدم به سراغ همان آهنگر رفتم و از او پرسیدم شما زن مجددی گرفتی؟ آری، آدرس خانه‏ات را به ما می‏دهی گفت عیبی ندارد. با نشانه بسوی آن خانه رفتم در زدم. خانم خانه دم در آمد به او گفتم: آیا قبل از این ازدواج شوهری هم داشتی، گفت: آری. تا اسم میت را بردم زن تعجب کرد، گفت تو او را از کجا می‏شناسی گفتم: او را در خواب دیدم بسیار نگران، با دست خالی افسرده در کناری ایستاده، او نشانی تو را به من داد و من آمده‏ام گله شوهر اولت را به تو برسانم . زن گریه کرد و گفت : راست می‏گوید من او را فراموش کردم. گردن بند خود را در آورد و به من داد و گفت این را بفروش، هر خیری که صلاح دانستی برای شوهر بیچاره‏ام بکن. گردن بند را گرفتم، در بازار فروختم، چند نفر برهنه را پوشاندم و چند نفر گرسنه را سیر کردم بالاخره همه را برای او خرج کردم. هفته دیگر شب جمعه، او را در میان ارواح، دیدم که هدایا و تحفه‏ها در دست دارد و از همه بیشتر دارد. تا مرا دید برایم دعا کرد و گفت: خدا جزای خیر به تو بدهد . من میان ارواح سرافکنده و شرمگین بودم، همه هدایای شب جمعه داشتند. جز من بدبخت، ولی توسط تو امشب سرافراز گردیدم.

عذاب قبر ابن ملجم

شخصی به نام ابوالقاسم بن محمد می‏گوید: در مسجد الحرام عده‏ای را دیدم که در مقام ابراهیم جمع شده بودند علتش را پرسیدم، آن‏ها گفتند که راهبی مسلمان شده و به مکه آمده است و از حدیث عجیبی خبر می‏دهد! جلو رفتم دیدم شیخ بزرگی پشمینه پوش و با کلاهی بزرگ نشسته و می‏گوید: من در صومعه خود کنار دریا بودم که ناگهان دیدم مرغی مانند کرکس بزرگی بود آمد و روز تخته سنگی نشست و یک چهارم از بدن مردی را قی کرد و رفت پس برگشت و یک چهارم دیگر را قی کرد! در چهار مرتبه اعضای بدن را قی کرد. آنگاه آن مرد برخواست و انسان کاملی شد. من از دیدن این قضیه در تعجب بودم که ناگهان دیدم باز همان پرنده آمد و یک چهارم مرد را بلعید و رفت و بدین شکل در چهار مرتبه او را بلعید و برد. من در حیرت فرو رفتم که این چه کاری است و این مرد کیست؟! و تاسف خوردم که چرا از او نپرسیدم. 
روز دوم نیز دیدم که آن پرنده آمد و یک چهارم او را بر سنگی قی کرد و با دفعات دیگر نیز تمام اعضای او را آورد و قی کرد. و آن مرد برخواست و شخص کاملی شد. من سریع به سوی او دویدم و او را به خدا سوگند دادم که (تو که هستی) ولی او پاسخ نداد. گفتم: به حق کسی که تو را آفرید سوگندت می‏دهم بگو چه کسی هستی؟ او گفت: من ابن ملجم هستم. گفتم: قضیه تو و این پرنده چیست؟ او گفت: من علی بن ابی طالب را کشته‏ام و خداوند این پرنده را بر من گماشته است که هر روز مرا بدین گونه که دیدی عذاب کند.

عذاب قبر یزید

یزید به معاویه بن ابی سوفیان ، بعد از قضیه خونین کربلا و به شهادت رساندن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم در صحرای سوزان نینوا در سال 61 هجری قمری خودش هم در اثر ظلم و جنایاتی که در باره مردم به خصوص مردم مکه و مدینه روا داشت در سال 63 هجری با طرز عبرت انگیزی در کاخ شخصی خودش به هلاکت رسید و به زندگی سراسر ننگ و پر ماجرای او خاتمه داده شد و بدن خبیث او در کنار قبرستان باب الصغیر (قبرستان عمومی شام) به گودالی از گودال های جهنم به نام قبر فرو بردند .

در سال 66 وقتی مختار ثقفی قیام کرد و توابین اطراف او را گرفتند و به خون خواهی امام حسین علیه السلام و یارانش بلند شدند . اول کسانی را که در قتل و کشتار کربلا شرکت داشتند به هلاکت رساندند و بعد بعضی از انان را در اتش قهر خود سوزاندند و دل اهل بیت را شفا دادند.

بعد از به هلاکت رساندن ان ها کسانی را که جلوتر به درک واصل شده بودند قبرهایشان را شکافتند و بدن خبیثشان را بیرون اوردند و اتش زدند وقتی به قبر یزید رسیدند قبر او را شکافتند که بدنش را اتش زنند دیدند چیزی در قبر نیست فقط به اندازه قامت یک انسان داخل قبر خاکستر است معلوم شد اتش قهر و غضب الهی او را جلوتر سوزانده است .

نقل شده است : آن ملعون را در بعضی از جزیره ها دیده اند که او را سرنگون در مقابل ابی اویخته اند و ان شقی و بدبخت پیوسته از تشنگی در برابر اب فریاد و ناله میکند اما کسی به او اب نمی دهد .نیز نقل شده است : وقتی یزید بن معاویه هلاک شد بعد از ان به صورت سگی در امده و با نهایت تشنگی در بیابان ها سرگردان است و دائما از دور سراب در به شکل اب در چشمش ظاهر میشود وقتی به ان میرسد چیزی غیر از سراب وحود ندارد . « کرامات رضویه ، معجزات امام رضا علیه اللسلام ،

نتیجه

 اولین عالم از عوالم بعد از دنیا عالم قبر و برزخ است که انسان بعد از مرگ مواجه میشود و در سیر

 خود به سوی حق باید از این عالم نیز گذر کند و منظور با آن از قبر و برزخ همین معنای ظاهری آن یعنی

 گودالی تاریک نیست بلکه معنای بس عمیق و خاص دارد و منظور از آن بیشتر جایگاه روح است در عالم

 برزخ در عالم قبر و برزخ روح از این بدن مادی جدا شده وبه بدن مثالی تعلق میگیرد و سوال و جواب و

ثواب و عقاب بابدن مثالی انجام میگیرد.                                                     

 در مورد ثواب و عقاب عالم برزخ نیز باید گفت که شخص اگر از گنهکاران باشد قبر او حفره ای از آتش باشد

 و اگر ازنیکو کاران باشد قبرش دری از باغهای بهشت خواهد بود و این ثواب وعقاب ها پیش برند و حرکت

 آور هستند زیرا صورتهای برزخی اوصاف عقاید و اعمال صحیح و نا صحیح اند و اما در مورد فشار قبر آن یک

 مساله ی عمومی است  که برای هر انسان معمولی برای تصفیه ی نفس اواز رذائل و  زشتی ها رخ میدهد و

 شدت وضعف ان به اختلاف در مراتب افراد است و منظور از فشار قبر همان تزکیه و تصفیه نفس از رذائل

 است که انسان برای سیر تکاملی خویش بدان نیازمند است .

 منابع :

1-    کتاب عالم برزخ – مؤلف : محمد محمدی اشتهاردی_ناشر/موسسه انتشارات نبوی_

      تاریخ انتشار/تابستان 89/چاپ/شرکت چاپ شمسه خوش نگار

 2-    کتاب عزابهای قبر – مؤلف : فرشته مهری_ناشر راه قرآن/چهارم 91/چاپخانه امیران

3-    سایت خبری یزد فردا

4-    بحارالانواربنقل ازکتاب عالم برزخ نوشته محمداشتهاردی