حکایات
حکایت دوم
از جمله خطراتى که بر حب دنیا مترتب است، اینکه خداى ناخواسته انسان در هنگام جان دادن با دشمنى خدا از دنیا مىرود.
در حدیث شریف آمده که: من کثر اشتباکه بالدنیا کان اشد لحسرته عند فراقها،2 :
- کسى که پیوندش به دنیا محکوم شده باشد، وقت و تلاش براى دنیا صرف شده باشد، در زمانى که دنیا مىخواهد از دستش برود، خیلى سخت حسرت مىخورد و به راستى هیچ قدرتى به جز خدا نمىتواند اموال را از چنین افرادى بگیرد و ما به خدا پناه مىبریم.
ممکن است انسان مسلمان در آن لحظه با دشمنى خدا از دنیا برود و این بدترین سوء عاقبتى است که براى انسان پیش مىآید.
در جایى خواندم که شخصى گفته بود: دوستى داشتم که مریضىاش شدید شد، بهطورى که به حالت احتضار درآمد.
در آن حال به او گفتم: لااله الا اللّه و او تکرار کرد.
سپس به او گفتم: بگو اشهد ان محمدا رسولاللّه و او نیز گفت، در ادامه به او گفتم: بگو اشهد ان علیا ولىاللّه، نگفت، و رویش را برگردانید! من دوباره این کار را تکرار کردم و آن مریض نیز در هنگام شهادت به ولایت على علیهالسلام چنین رفتارى مىکرد.
اتفاقا حالش هم خوب شد و من روزى از او پرسیدم که چرا در آن روز چنین حالى داشتى؟ گفت: آن موقع شیطان در برابرم آمده بود و چند تا از چک و سفتههایى را که من به آنها خیلى علاقه داشتم، در دست خودش گرفته بود و مىگفت: اگر به ولایت على علیهالسلام شهادت بدهى، اینها را پاره مىکنم، من هم از ترس نمىگفتم!